سيد محمد دامادى

264

شرح بر تركيب بند جمال الدين محمد بن عبد الرزاق در ستايش رسول اكرم ( ص ) ( فارسى )

قبله ؛ 1 - جهتى كه در نماز بدان روى آورند . 2 - كسى كه حاجت مندان به دو روى آرند و قضاى حاجت خود از او خواهند . كعبه معظّمه ، جهت ، معبد ، عبادت‌گاه . پيشوا و مهتر [ معين ] در كعبهء كوىِ تو هر آن كس كه در آيد * از قبلهء ابروىِ تو در عينِ نماز است [ حافظ 41 / 8 ] إِحرام چه بنديم چو آن قبله نه اينجاست * در سعى چه كوشيم چو از كعبه صفا رفت [ 82 / 7 ] ناطق ؛ آن كه سخن گويد . گوينده ، سخن‌گوى ، خطيب ، متكلّم [ معين ] سزا ؛ به فتح اوّل بر وزن جزا ، پاداش نيكى و بدى باشد ، لايق و سزاوار و موافق را نيز گويند « برهان قاطع » ثنا ؛ ( ع ) آفرين ، تمجيد ، تعريف ، تحسين ، مدح ، مديحه ، ستايش ، شكر ، سپاس ، درود ، تحيّت ، دعا ، ذكر جميل ، ذكر حسن [ معين ] خواجه ؛ بر وزن راجه ، كدخدا و رئيس خانه را گويند و به معنى معظم باشد و شيخ و پير - و مال‌دار و حاكم و صاحب جمعيّت را نيز گفته‌اند . كسى كه داراى شخصيّتى ممتاز و مستقلّست [ برهان قاطع ] كلمهء خواجه از زمان سامانيان به وزراء و عيون ، اطلاق مىشده . « ابو المثل بخارى » از شاعران آن روزگار خطاب به وزير معاصر خود گويد : چو خواجه ؛ آگه گردد ز كارنامهء ما * به شهريار رساند ، سَبُك چكامهء ما